هیربدهیربد، تا این لحظه: 13 سال و 9 ماه و 6 روز سن داره

هیربد هدیه ی خدا در کریسمس

الان دیگه هیربدجونی برای خودش ماشالله مردی شده ، خواهرش هم دیگه نمیرسه به وبلاگ برادرش سربزنه الان هم بادیدن وبلاگش تمام خاطراتم زنده شد❤️

یک ماهگی هیربدی مممممممبببببببااااااااررررررررررکککککککک

داداشی من بدترین روز زندگیش ختنه را با موفقیت پشت سر گذاشت  بمیرم برات کلی جیغ زدی من که اصلا با مامان الهه وبابا سعیدنیومدم دکتر   اینجا داداشی یک ماهه شده قربونش بشم من الآن لالا کرده داداشیم بخاطر داروهایی که میخورد همش خو اب بود دلم نمیومد بیدارش کنم برای همین همش عکس خواب ازش گرفتم   این شیرینی یک ماهگی هیربدی خیلی خوش مزه بود با چایی کلی چسبید جاتون خالی   ...
20 بهمن 1391

دختر عمه ها وپسردایی

 اینم آقا طاهای خوشگل پسر داییمونه قراره وقتی هیربد بزرگ بشه باهم همبازی بشن این آذین خانم گل دختر عمه بهاره ست ببینین چه قدر نازه   این دخترعمه ی من وهیربد آیسان خانمه. این عکس را چون ازتو آلبوم گرفتم یکم تاره .قربونش برم عکس تارشم قشنگه   ...
17 بهمن 1391

قند عسل

قربون چشای خوشگلت بشم من  این عکس هامخصوص خاله بهنازو آیسا ن جون وآتوسا جون     ...
17 بهمن 1391

عکسای ده روزگی جیگر

اینم یه خواب اندیشمندانه  نمیدونم این قندعسل خواب چی رومیبینه؟ شاید خواب فرشته های دیگه ای مثل خودش رو...    اینم شیطونی بعدازخواب عصرونه         ...
17 بهمن 1391

هیربد گوگولی

  داداشی واسه خواهرش ژست گرفته تا ازش عکس بگیره   خواهری کلافم کردی این قدر ازم عکس نگیر   ...
15 بهمن 1391

اولین مهمونی هیربد جونی

  اینم عکس تومهمونی که شما خواب بودی خوابیدی داداشی پاشو میخوایم بریم مهمونی ببینید چه خوش تیپ شدم من این اولین مهمونی هیربد جونی گل پسرمون ماشا.... کلی آروم بود کلی آبروداری کرد فقط آخرای مهمونی یکمی نق زد مهمونی ولیمه آیسا جونی بود ماشا.. میخواستی بخوریش خیلی ناز بود روز مهمونی یک عالمه بچه آمده بودند جوجه ی ما از همه کوچک تربود روز شنبه هم ما مهمونی میدیم از روز مهمونی خودمون عکس میگیرم براتون میزارم   این هم آیساجونی میزبان دیشب.خیلی هم خوش گذشت.     ...
10 بهمن 1391

خبرای خیلی خیلی خوب

خوب . باباسعید نزدیکای زنگ آخراومدن دنبالم چون ....بعد از این همه چشم انتظاری خدای خوب و مهربون این فرشته کوچولوی نازنازی رو به ما در روز سه شنبه 91/10/19 ساعت 30 :12 ظهر لحظه ی مقدس اذان ظهر بهمون عطا کر د نمی دونید چقدر خوشحال بودیم .چقدر لحظه ی باشکوهی بود وقتی خبر دنیا اومدنش رو بهمون دادن   . خدایا خیلی ممنون و شکرگزارتیم. خدایا امیدوارم همه ی مامانا نی نی هاشون رو به سلامتی دنیا بیارن . دادشی ناز نازی من وزنش 3/570 گرم و قدش هم 50 سانتی متره .هزار ماشاا... خیلی هم جیگره خودتون قضاوت کنید. ...
7 بهمن 1391